کاسه‌ی زَر

... خیز و در کاسه‌ی زَر آب طربناک انداز

کاسه‌ی زَر

... خیز و در کاسه‌ی زَر آب طربناک انداز

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان، رو بگرداند ز من

پیام های کوتاه
  • ۱۲ فروردين ۹۵ , ۲۳:۵۸
    دنیا

Stages of life

دوشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۶ ق.ظ


حرف برای زدن داشتم اما واقعاً این تصویر دیگر چیزی برای گفن نگذاشت.

صحبت از این است ما کجاییم و دنیا را به اندازه خودش جدی بگیریم، نه کم و نه بیش.

تذکر: شاید تصویر قدیمی باشد امّا صادقانه بگویم که طعم شیرینش تازه به جانم نشسته، به همین خاطر آوردمش.

  • موافقین ۳ مخالفین ۱
  • ۹۵/۰۳/۰۳
  • ۱۳۸ نمایش
  • محسن رجب پور

نظرات (۷)

این کامنت برای پست آخره، چون نظراتش بسته ست، اینجا کامنت میذارم:

چرا نمینویسید؟ چرا رفتید؟ :)
پاسخ:
سلام
ببخشید چند وقتی هست که خیلی درگیر هستم.
ممنون از پیگیریتون. آدم انرژی میگیره.
کاش همه ما همیشه یادمون بمونه اخر هممون همینه چه در جوونی چه در پیری مرگ زودی میاد بعضیا خیلی مغرورن وفکر به فانی بودن فکر نمیکنن
پاسخ:
موافقم.
در واقع یک چیزایی سرگرممون میکنن!
یا خودمون به طور غریزی دنبال گرم کردن سرمون میشیم تا حقیقتو کتمان کنیم.
سلام همسنگر
تصویر تامل برانگیزی بود
پاسخ:
ُسلام آقا سجاد
خوش اومدید.
کاش لحظه ای اندیشه می کردیم.
پاسخ:
کاش...
ممنون که سرزدید.
سلام.
جالب این است که تنها مرحله ی یقینی باقی مانده هم همان آخری ست!

در دفتر حیات بشر کس نخوانده است
جز داستان مرگ حدیث مسلمی...

پاسخ:
شمس تبریزی نیز به مریدان خود چنین سفارش می‌کند:

«در بند آن باش که من کیم و چه جوهرم؟ و به چه آمدم و به کجا می‌روم؟ و اصل من از کجاست؟ و این ساعت چه‌ام؟ و روی به چه دارم؟»
ننوشتن گاهی آرامش بیشتری داره
عجیب خستم از آدم های مجازی و این فضا
اسم جدید وبلاگتون مبارک...
دقیقا همینه، اینهمه حرص و جوش اینهمه بدو بدو آخرشم زیر خاکو دستانی خالی...
پاسخ:
ممنون.
دستانی خالی...
تعبیر قشنگی بود.
راستی خبری از فوریه نیست! کجاست؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">